بی تو محروم بوی بارانم، بی تو یک تکه ابر دلتنگ ام
می خراشم سکوت انسان را، انعکاس شدید یک سنگ ام
از میان چهار فصل خدا، فصل تقدیر من زمستان است
بی تو یعنی همیشه یخ بندان، بی تو یعنی همیشه سالنگ ام
***
زخم در زخم، زخم زخمی ام،زخم در زخم، زخم زخمی ام...
من کی ام: زخم خورده ی تاریخ... زاده ی دود و آتش و جنگ ام
شاید از کوچه های تبریزم، یا که شبگرد لخت قونیه...
یا که دیوانه گی ی مولانا، یا که از شاعران دلتنگ ام
غزل ناب بیدل ام، یاکه مرد صاحبدل ام و یا اینکه-
موسیقی دانم و کلاسیک ام، یا "رحیم بخش" یا "سر آهنگ ام"
ننگ افغانی ام به خاک نشاند، تف به این غیرتی که من دارم
من دگر نیستم... افغانی، و تو هم فکر کن که بی ننگ ام
من که اصلیت ام خراسانی ست، در سرشتم غرور می جوشد
مثل رنگ زبان مادری ام، ساده و صاف و پاک و یکرنگ ام
عطش
*قافیه ی دلتنگ را خودم دوجای تکرار آورده ام...
No comments:
Post a Comment